ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
387
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
ابو سهل گفت : من به اين كنيه راضيم . اين بود كه نام او بعنوان ابو سهل ثبت شد و نام دراز او باطل گرديد . اين جريان براى اسمعيل بن ابى سهل واگو شد و او تصديق كرد و گفت : ابو اسحاق درست گفت : همانطور است كه پدرم براى من نقل نمود . 2 1 10 - عبد اللّه الطيفورى عبد اللّه طيفورى مردى عاقل و خوشصحبت بود ولى لكنتى شديد در زبان داشت « 1 » زيرا ولادت او در يكى از دهات كسكره بود . وى نزد الهادى از اطرافيان محبوبتر بود . يوسف بن ابراهيم گفت : طيفورى برايم گفت : من طبيب طيفور ( بعضى گويند برادر خيزران است ) بودم و مردم عموما مىگفتند ، كه او مولاى خيزران بوده است . چون منصور مهدى را برى فرستاد تا با سنقار جنگ كند ، خيزران را با خود برد درحالىكه موسى را آبستن بود . طيفور هم با وى حركت كرد و مرا ( طيفورى ) را با خود برد . عيسى ابو قريش داروساز سپاه بود . خيزران نمىدانست آبستن است . چون خيزران متوجه شد ناراحت شده ، ادرار خود را به يكى از زنان مسنى كه با وى بود داد و به او ( به آن زن ) دستور داد ، كه به طبيبانى كه در سپاه مهدى هستند نشان دهد و همچنين از ملاحظهء قارورهء بيمار مىتوانند چيزى درك نمايند ، نيز نشان دهد . آن زن چنان كرد . ما در آنوقت در همدان بوديم . آن زن در بين راه بچادر عيسى رسيد و ديد جماعتى از غلامان سپاه ايستاده و قارورههائى به او نشان مىدهند . آن زن پير نخواست از او بگذرد و قاروره خيزران را به او نشان ندهد . چون عيسى ( ابو قريش ) قاروره را ديد بوى گفت : اين ادرار زنى است كه بيك پسر آبستن است . آن زن آنچه را كه از عيسى
--> ( 1 ) - مقصود از لكنت در اين مطلب همان لحن صحبت است يعنى نمىتوانست درست به عربى صحبت كند ( مترجم ) .